جانم بخشيدي
دنيايي نداشتم
به من دنيايي بخشيدي
جنين بودم و در جايي تنگ و تاريك
زمين را به من بخشيدي
در ميان آدميان پناهي نداشتم
خودت پناهم شدي
جاهل بودم
قرآن را به جان تاريكم تاباندي
كاش انسان يادش بماند كه چه ناتوان بوده و هست
تا سركشي ها از يادش برود !!!!
يادمان باشد
"ناگهان خيلي زود دير مي شود"

ماهيه كه وقتي تو خيابونا قدم برميداري
مي بيني چه قدر آدم ها بهت نزديكن
مي بيني همه فهميدن
"از كجا آمده ام آمدنم بهر چه بود"
خيلي حس خوبيه كه بعد از چندين ماه فراموشي
يك ماه وجود داره كه تو رو به خدا نزديك كنه .
نيايش مي كني نماز مي خوني !!!!
و اما مي رسيم به شب قدر
البته درك شب قدر واسمون ممكن نيست
فقط همينو مي دونيم كه قرآن در اين شب نازل شد
ولي يه سوال برات پيش مياد
چرا تو يك سال فقط ۱ ماه و از اون ماه فقط ۳ شب آدم ياد خدا باشه؟
خوبه كه خدا همين يك ماه و سه روز به ما بندگان غافل فرصت داده
رمضان ماه خداست .

حسنت به ازل نظر چو در كارم كرد * بنمود جمال و عاشق زارم كرد
من خفته بدم به ناز در كتم عدم *حسن تو به دست خويش بيدارم كرد
موجودات را برايمان رام ساختي
اما نه براي آنكه به آن ها ظلم كنيم
بلكه براي اينكه با آن ها زندگي كنيم .
ابرهاي عشق را بر هستي فرود آوردي
و از آن به جسم بي جان خاك طراوت بخشيدي.
آسمان را چون سقفي بدون ستون بر دنياي ما گسترانيدي
در صورتي كه سقف هر بنايي ستون مي خواهد .
ستايش مخصوص توست
اي مهربان ترين مهربانان
دوستت دارم

"بخوان به نام پروردگارت"
پس تو را مي خوانم !!
و گفتي
"تسبيح مي كند براي خدا آنچه در آسمان و زمين است"
من هم در روي زمين ام
پس تو را تسبيح مي گويم !!!
سبحانك سبحانك سبحانك

مرا چه سود
و اگر تو با من باشی و تمام مردم از من روی گردان
مرا چه باک !!!!

می گویند بخشنده ای
می گویند بندگانت را دوست داری
و آن زمان که من انسان بودن را پذیرفتم
شاید به یاد این روز نبودم
که گناه قلب پاکم را به افریته ای عجیب تبدیل کند
پروردگارا
با چشم پر از شبنم می گویم
دیگر نمی توانم نعره های شیطان را در وجودم تاب آورم
و گریان چشم بر سوی درگاهت گذاشته ام
تنها دری که ما را امیدوار نگاه می دارد در درگاه توست
نا امیدم نکن پروردگار نور

یا که در دورترین نقطه ی شهر
یا که در قعر زمان
هر کجا باشید
این را همگی می دانید که خدا هر جا هست.
چشم ها بر هم بگذاریم
دست ها را بالا آریم
شاید اما یک نیایش
راز پنهانی انسان باشد.

و آنگاه که انسان دلش می گیرد
دوست دارد نیایش تو را
و گفتن راز هایش با یگانه خالق هستی بخش.
و آنگاه که انسان در غم غرق می شود
اشک هایی که تو آفریده ای نجاتش می دهند.
و اینگونه از آغاز خلقت بندگانت را نجات دادی.
این اشک ها را آفریدی تا آتش قلب ها را خاموش کنند.
زیباست هر آنچه تو آفریدی.
ای یگانه آفریدگار آسمان ها و زمین.


